عر ض تبریک میلاد امیرمومنان علی (ع) و روز پدر خدمت دوستان گلم

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!

پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟

پسر میگه : من..!!

پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟؟!!

پسر میگه : بازم من شیرم...

پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!!؟؟

پسر میگه : بابا تو شیری...!!

پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟؟

پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا...

 

 

 

 

من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .



 

 

/ 95 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداشی

درود بر غائب بزرگ دنیای [ابرو] !! دنیای ؟!! [متفکر] دنیای پرشین بلاگ [لبخند]

سید

سلام [گل][گل][گل]

انسان

سلام...نیستی کجای[گل][قلب]

سيد

سلام صبح اولين شنبه ي شهريور ماه شما بخير و شادي[گل]

محمدرضا

هر بامداد آهویی از خواب بر می خیزد و میداند که از تندترین شیر باید تندتر بدود وگرنه کشته خواهد شد هر بامداد شیری از خواب بر می خیزد و میداند که باید از تندترین آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد فرقی ندارد آهو باشی یا شیر ، آفتاب که برمی آید آماده دویدن باش …

انسان

سلاااااااااااااااااااام کجایی خوبی عزیز انشاا...همیشه سلامت باشید[گل]

تا من

دوسه تا روز پدر رفت و اومد ... چیچک نیومد [لبخند]

شهرام

گاهی خدا می خواهد با دست تو دست دیگر بندگانش را بگیردوقتی دستی را به یاری می گیری،بدان که دست دیگرت در دست خداست...

شهرام

دلم برای شماتنگ شده بود.مشغله زیادداشتم نتونستم بیام.فقط گاهی مطلب تووب می گذاشتم.